داستان هایی از امام علی (ع) : كودك بت شكن
حضرت على (عليه السلام ) دوران كودكى خود را مى گذرانيد. روزى پدرش ابوطالب نزد
همسرش فاطمه بنت اسد آمد و گفت : على (عليه السلام ) را ديدم كه بتهاى بت پرستان را
مى شكند. مى ترسم كه بزرگان قريش با خبر شوند و به او آسيب برسانند، فاطمه مادر على
گفت : شگفتا من خبرى عجيب تر از اين به تو بدهم آن هنگامى كه على (عليه السلام )
بچه بود و در رحم من قرار داشت روزى كنار كعبه رفتم به طواف كعبه ، قصد پرستش خدا
را كردم . بت پرستان ، بت هاى خود را در محلى در كنار كعبه گذاشته بودند. وقتى كه
در طواف به روبروى آن محل رسيدم على (عليه السلام ) در رحمم آنچنان دو پاى خود را
فشار مى داد كه من از نزديك شدن به جايگاه بتها ناتوان مى شدم
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۱۱/۱۲ ساعت 15:24 توسط احمد فنونی
|